باران منباران من، تا این لحظه: 17 سال و 2 ماه و 20 روز سن داره

باران عشق زندگی

من مامان باران اینجا خاطرات شیرین کودکشو ثبت می‌کنم به امید روزی که از دیدنشون لذت ببره

سفر به اسفراین

چهاررشنبه بود که اومدم سراغت که اجازتو بگیرم بریم اسفراین .خوشحالیت بی وصف و حد بود نمیدونی چقدر ذوق کردی از اینکه زود اومدم سراغت و اینکه دو روزی هم مدرسه نیست.بابا یه سفر کاری داره و ما هم باهاش اومدیم.چون هوا سرده خیلی نمیتونیم بریم بیرون دیوز که بابا رفت کارخونه من و شما هم رفتیم پارک و کلی خرید کردی توی پارک قدم زدی و بعد هم به علت سرما اومدیم خونه.بعد از ظهرم رفتیم به روستای دیدنی به نام رویین .بیشتر تو خونه ایم با منو نمیکنی بچه خودت یا قایم باشک بازی میکنیم هوا درسته یه کم سرده ولی مثل شهر خودمون نیست و تمیز و پاکه  بعد از مدت طولانی برات پفک خریدم .نسشتی خوشمزه خوردیش  عاشق پفکی ولی من برات نمیخرم به خاطر...
10 دی 1395

سفر یکروزه به اصفهان

شایداواخر تابستون بود که بابا برای کاری میخواست بره اصفهان ما هم باهاش رفتیم .بابا رفت به کارش برسه و ما هم رفتیم پارک ناژوان و کلی بهت خوش گذشت.عکسایی که میزارم برات مربوط به اون روزه .امروز من از آموزشگاه که اومدم سراغت با هم رفتیم خونه مامان جون  و بیشتر مدت امروز رو مشغول مشق نوشتن بودی...آخ که این خانمتون چقدر مشق میگه .....بعدم که مامان جون فیلم بچه گی هاتون رو گذاست ببینی..وای که چقدر جیگر و با نمک بودی....خلاصه این که من دلم برای اون موقع هات حسابی تنگ شد.الانم که طبق معمول شما خوابیدی و من کنارت خوابیدم تا خوابت ببره برم .خیلی تو فکرم که دیگه خودت بخوابی بدون من. فعلا که دلم نمیاد تا بعد،که ان شالله خودت بخوای که تنها بخوابی...
6 دی 1395

تولد هفت سالگی

سلام بر عزیز دل مامانش تولدت با یه تاخیر 26 روزه مبارک باشه .. امسال دو تا تولد داشتی خانواده بابا و خانواده مامان و کلی هم ذوق و شوق البته برای کادو و کیک ..... و از کادویی که بابا برات خرید و یه میکروسکوپ بود کلی خوشحال شدی و بهترین کادو تولدت شد .   ...
2 شهريور 1395

روزهای گرم تابستان

سلام بر عزیز ترین دختر دنیا واقعا که این روزها حسابی تنبل شدم . مامان نگار گل گفتی عزیزم ،واقعا با وجود گوشی های اندرویدی و تلگرام و اینستا ،دیگه انگار فرصتی برای وبلاگ نویسی ایجاد نمیشه...........  این روزها ی گرم به شدت در حال گذره و شما باران عزیزم هر روز تنبل تر از دیروز به کار خودتت ادامه میدی  کلاس کاراته رو دیگه نرفتی هرچی اصرارو تشویق و تهدید بی فایده بودو تلاش من برای رفتن به کلاسای دیگه و بیکار نموندنت توی تابستون ،بی فایده بود و به جایی نرسید و تعطیلاتت به تلویزون وموبایل و پارک رفتن سپری میشه. تقریبا دو هفته ای به تولدت باقی مونده و در حال تهیه تدارک و لیست نوشتن مهمونا تولدت هستی. الان که دارم برات مینو...
23 تير 1395

نوروز 95

سلام به دختر عزیزم بالاخره بعد از کلی تاخیر اومدم. کامپیوتر مشکل داشت و منم تنبل بودم که تا الان وبت رو آپ نکردم. جونم برات بگه که الان مدرسه هستی و این روزای آخر به زور و ناراحتی میری ، فکر میکنم که خیلی خسته شدی . این پست رو میزارم مخصوص خاطرا ت عید. امسال ما روز دوم عید بار و بندیل رو بستیم رفتیم اسفراین دو روز اونجا بودیم و بعدش هم رفتیم مشهد و خیلی هم خوش گذشت ، شما هم که عاشق مسافرت کلی عشق کردی و این از هفت سین امسال ما با جناب خان بقیه عکسا که خیلی هم زیاده میزارم ادامه مطلب.......... چون عکس ها پراکنده هست منم نمیتونم به ترتیب بزارم عکس بالا قلعه بلقیس از بنا های تاریخی خرا...
29 ارديبهشت 1395

روزهای آخر سال

سلام بر دختر عزیزم کم کم سال 94 داره تمو م میشه. وهمه در تهیه تدارک عید هستن.منم بالاخره تونستم تنبلیم رو بزار کنا ر،و سری به وبلاگت بزنم . الان یه ساعتی میشه از مدرسه اومدی و پیش من نشستی و البته کلی هم کمکم کردی تا بتونم عکسای جدیدت و جدا کنم . چندهفته پیش کارنامه هاتون رو دادن و به قول خودت شاگرد اول شدی و ،وقتی ام که اومدم سراغت کلی شوق . و ذوق داشتی ، امیدوارم که همیشه شاهد موفقیت هات باشم عزیزم.  کلاس کاراته رو همچنان میری و چند روز پیشم مسابقه داشتی ولی باختی که چند تا علت داشت ، یکی این که اول بارت بود که توی مسابقه شرکت کرده بودی دوم اینکه حریفت ازت بزر گتر بود ، که البته با تمام اینا چیزی از ارزش های تو کم نمیشه ...
2 اسفند 1394

عکس های خاله فرشته

بالاخره امتحانای من تموم شد و دیگه خیالم راحت شد البته شروع امتحانای من مصادف شد با مریضی شما و تموم شدنش با تموم شدن امتحانای من . یه مریضی فوق العاده سخت از نوع آنفولانزا که یادش که میفتم اعصابم خوردمیشه و دو هفته ام طول گشید . خدا رو شکر میکنم که خوب شدی عزیزم . الان که دارم برات مینویسم شما تازه رفتی مدزسه ، و روپوش مبصرا رو پوشیدی و رفتی . اینو بگم که علاقه شدیدی به مبصری داری و شدی مبصر کلاس ششمی ها و فکر کنم از پسش خوب بر اومدی چون چند روز پیش که بابا اومده بود مدرسه خانم ناظمتون گفته بهش که این دخترتون خوبه بشه ریس جمهور . میره کلاس ششمی ها رو به صف میکنه میارشون پایین  و این هفته ام که مبصریت تموم شده بود،دیدم دوباره با خو...
29 دی 1394
1741 13 11 ادامه مطلب

روزهای زمستان

این روزا هوا حسابی سرد شده و کلی هم برف اومد . و یه روزم مدرسه ها تعطیل بود و خیلیم خوشحال شدی . برف که میامد یه روز رفتیم بیرون و کلی برف بازی کردی و تازه آدم برفی ام درست کردیم .و تا ازت غافل میشدم پا برهنه میرفتی تو حیاط و برف میاوردی خونه .  توی این تعطیلا با وجود اینکه هوا سردبود، یه روز رفتیم بیرون و کلی هم خوش گذشت ،عکسایی که میزارم توی ادامه مطلب مال اون روز و روزی که برف میامد   ای نم از آدم برفی مون     البته لازمه که بگم عکسای اینجا رو ،همش میترسیدی قطار بیاد پرورش ماهی خیر آباد خسته از کلی شیطونی و منتظر ماهی کباب ،غذای مورد علاقه ات ...
19 آذر 1394

آتلیه نوروز 94

  سلام بر زندگیم الان که دارم برات مینویسم مدرسه هستی و کلی جات توی خونه خالی هست .تقریبا دو هفته ای میشه که میری مدرسه و خدا شکر دوست داری و با رضایت میری .البته شیطونی هات سر جاشه ،روز دوم که رفتی مدرسه و برگشتی شلوارت رو پاره کردی و لباسای مدرسه ت رو هروز که میای باید بشورم همچین دختر با انضباطی هستی تو ...اسم معلمتون خانم تقی پور هست و خدا رو شکر دوسش داری و ایشون هم ازت راضیه .از حالو هوای این روزا بخوام بگم شما میری مدرسه و من ترم آخرم هست و مشغول دانشگاهم . ان شالله توی پست بعدی عکس مشقات و مشق نوشتنت رو میزارم، خیلی خوردنی میشی و البته خیلی هم دوست داری یاد بگیری .... هفته پیش برای هموطنانم که رفته بودن مکه...
15 مهر 1394
1184 17 17 ادامه مطلب