خز پارتی
اینم از خز پارتی امشب کلی خندیدم و تیپ منم که کلا خودت همه کارش بودی ...
نویسنده :
samira
1:51
ماسال برفی
سلام عشق قشنگم اون هفته بود که تو خیلی حوصلت سر رفته بود و مدام بهونه میگرفتی که برییم بیرون ...بالاخره تصمیم گرفتیم بریم دیزی سرای انجدان .خاله فرشته اینا دو روز قبلش رفته بود رامسر .من توی راه انجدان زنگ زدم خاله فرشته که آدرس کویر رو بگیرم گفت که هوا خوبه شمالیم .وسط راه تصمیم گرفتیم که برییم پیششون .تو که خیییییلی خوشحال شدی خیلی .خلاصه که با این که هوا بارونی شدید بود و مه و سیل و. 😐 ......رفتیم ماسال دو شب بودیم. هوا عالی بود و بارونی ...کلی هم به تو و مانی خوش گذشت ..دخترکم عاشقتم 💖این روزا میری کلاس رقص و کلی دل ما رو با رقصات میبری عشقم ...دو ستت دارم زیاااد😘 ...
نویسنده :
samira
1:40
تولد پرنیان
سلام عشقم دیروز رفتی تولد دوستت و کلس هم بهت خوش گذشته بود چند روزی هست که میری کلاس رقص و اونجا کلی ترکونده بودی و رقصیده بودی ...
نویسنده :
samira
8:21
عکسای فضای باز
الان از مدرسه اومدی و چون صبح زود بیدار شدی خوابت برد فرشته کوچولوی من جمعه رفتیم باغ برای عکاسی فضای باز و با مانی و رادین کلی آتیش سوزوندی این عکس آآخریم عمه مهری چند روز پیش فرستاد برام😄 اینم همین الان یهویی یه دخترک خسته...
نویسنده :
samira
15:14
تاریخ امروز💖
سلام بر عشق قشنگم امروز زيباترين روز سال ٩٧ يعني ١٣٩٧/٧/٧ هست در اين روز دلت پر از شادي و لبت پر از خنده باشه❤❤❤❤❤❤❤ دیروز بعداز ماها امی سگت از ایلام اومد کارگاه نمیدونی که چه ذوقی میکردی و برنامه ریزی میکردی بری پیشش خلاصه که رفتی و کلی هم بهت خوش گذشت الان که دارم برات مینویسم سر کارم و شما هم مدرسه ای این روزا روزای خوبی نیست در عرض چند ماه همه چیز چند برابر شده. تحریمای امریکا حسابی فشار اورده و همه چیز گرونو و گرونتر میشه یه روز پوشک گرون میشه و نیست؛ یه روز رب؛ یه روز روغن ؛و هر روز منتظر چیز جدیدی هستیم اوضاع کشور خیلی رو به راه نیست و همه نگرانن خیلی نگران بخاطر ترس از آینده که میخواد چی بشه و چی سرمون بیارن ان شالله که به زو...
نویسنده :
samira
8:46
حیوون خونگی
علاقه شدید به حیوون خونگی باعث شد که اول یه سگ بگیریم بزاریم کارگاه البته نه این که مخصوص توگرفتیم بالاخره هرز چند گاهی میاوردیمش خونه بازی میکردی کثیف کاری ها و انتقال شپش از راه سگ باعث شد بی خیال سگ بشیم و بریم سمت جوجه که اون باز سر و صدا و کثیف کاری داشت که اونم گذاشتیم کارگاه و کلا بی خیال حیوون خونگی شدی چند وقتی یه بار میبریم میبینش؛ جوجه تو؛ که آخرین بار کلا باهاش قهر کردی که چرا پیش من نمیاید😂 خلاصه که تعطیلات تابستونم که یواش یواش رو به اتمامه هوا کم کم داره خنک میشه راستی یادم رفت بگم که کادو تولد برات تار خریدیم داری میری کلاسش امیدوارم که به خوبی از پسش بربیای ...و بتونی موفق باشی ...
نویسنده :
samira
10:03
آخر تابستونه 97
س لام سلام صدتا سلام عشق قشنگم تابستون داره تموم میشه و این چند روزه کلا در حال تلویزون نگاه کردن و بیرون رفتن از خونه با برنامه ریزی شما گذشت مثلا دیروز جمعه که من چقدر دلم میخواست بخوابم به زور بیدارم کردی که باید بریم بیرون نهار و تا بعداز ظهر بمونیم این طور شد که رفتیم وفس یه روستای تاریخی در اراک که جالب بود که دقیقا پشت کوها بود و جایی قشنگ و فوق العاده سر سبز با هوایی عالی .. این عروسکه تو همه عکسا هست ..اسمش بامزیه اینم خوشمزه ترین میوه و شربت دنیا که از سرکار اومدم درست کرده بودی برای دوتامون با یه آهنگ قشنگ و صدای بلند😍😍😍 ...
نویسنده :
samira
10:00
کلاس چهارم...ماه مهر
سلام سلام امروز روز دوم مدرسه هاست. الان مدرسه ای و من سر کارم..خدارو شکر که راصی بودی از همه چیز عشق من فردام تولد باباست که یه هفته زودتر براش تولد گرفتیم😍😘 . ...
نویسنده :
samira
9:48













